اوایل که وگان شده بودم یک نفر بهم گفت : تو چی می خوری ؟… وگان ها که تنوع غذایی ندارن.

(برای دوستانی که نمی دونن باید بگم که من وگان هستم . یعنی گیاهخواری که لب به هیچ نوع گوشت و لبنیات و تخم مرغی نمی زنه.)

چون اوایلش بود ، اطلاعات زیادی نداشتم و غذا های زیادی هم بلد نبودم . پس به جز سکوت جواب دیگه ای نداشتم. تصویر بالا ها غذاهای گیاهی هستن که من درست کردم ، تنوعشون خیلی بیشتر از این بود اما تو این تصویر دیگه جا نبود .

می دونید یکی از فوایدی که وگان بودنم برام داشته ، این بود که با طعم های جدید آشنا شدم و دست به خلاقیت زدم.

یکی دیگه از فوایدش اینه که شب ها سر راحت روبالشت می گذارم . هیچ عذاب وجدانی ندارم . چون برای سیر کردن شکمم جون حیوونی رو نگرفتم.

وقتی به بعضیا می گم که بدن انسان گیاهخواره محکم جلوم وای می ایستن و می گن : ((انسان همه چیز خواره))

در جواب اون دوستان باید بگم که اون خوکه که همه چیز خواره ؛ نه انسان.

به قول صادق هدایت ، هر جانداری که از گوشت استفاده می کنه و به عبارت بهتر جانداری که گوشتخواره ، گوشت رو خام مصرف می کنه نه این که با پختنش و با هزار تا ادویه اونو طعم دارکنه .

دوست گوشتخواره عزیز ، راست می گی گوشتو خام به دندون بکش.

ولی واقعاً برای ما انسان ها غیر ممکنه که بتونیم طعم گوشت خام رو تحمل کنیم . چرا؟ چون بدن ما گیاهخواره … ما می تونیم میوهو سبزیجات رو خام مصرف کنیم ولی گوشت رو نمی تونیم.

مسئلۀ دیگه ای هم هست ؛ اونم اینه که تمام گوشتخواران خودشون غذاشونو شکار می کنن. نه اینکه کس دیگه ای بُکُشه و اونا بخورن .

ولی واقعاً شکار و کشتن حیوانات برای خیلی از ماها ممکن نیست. چون همه ما انسان ها قللب رعوف و مهربوی داریم. فقط عدۀ کمی هستن که از پس کشتن حیوانات بر میان . که اونم به خاطر پوله ، نه بد بودن اون آدما . ما با تقاضای گوشتمون ، اونا رو وادار به عرضه کردیم.

به قول صادق هدایت ، اگه هر انسان مجبور بود خودش حیوان رو بکشه و بعد بخوره ، تا الان بیشتر آدم ها گیاهخوار شده بودن.

ما فقط سفره های رنگی م مرغ و گوشت تزئین شده رو می بینیم .

 اما از قتلگاه های خارج از شهر که بوی گوشت های متعفن و خون های تازه اش فضاشو پر کرده نه می بینیم و نه حس می کنیم.قتلگاه هایی که موجودات زنده با ترس و وحشت فریاد می کشن بلکه جونشون بخشیده بشه. جاندارانی مثل گاو و گوسفند و … که به صاحبانشون وفادار بودن ، حالا توسط همونا فروخته و کشته می شن و نمی دونن به چه گناهی .

وقتی وارد قتلگاهشون می شن هم نوعان خودشونو می بینن که تو خون و دل و قلوه خودشون دست و پا می زنن، پس پی به سرنوشت خودشون می برن و ناله می کنن، تقلا می کنن و دست و پا می زنن و یه مشت قاتل بی رحم بهشون حمله ور شده ، دست و پاشونو می گیرن و سرشونو می برن و می ذارن اروم آروم شاهد مرگ خودشون باشن .

اونا به جرم حیوان بودن کشته می شن .

به نظر شما ، این خوراک ما انسانی است؟