همیشه داشتن حیوان خانگی یکی از چیز های بود که می خواستم . فکر می کردم که اگه آدم یه حیوان خانگی داشته باشه حالش بهتره . بهش روحیه و انگیزه و آرامش می ده . اما آیا این طرز فکرم درست بود ؟
ادامه این مطلب رو بخون تا بفهمی.

من نه شرع کار دارم نه با قانون و نه با حرف دیگرون . حتی با مطالب سایت های دیگه هم کار ندارم . من تجربه خودمو می گم .

ماجری خرگوش

چند وقت پیش یه خرگوش گرفتیم تا ازش نگه داری کنیم . چشمتون روز بد نبینه که ((نر ))بود .
البته بگذریم که طرف به ما گفت ماده است . ما هم از همه جا بی خبر خربدیمش .
ما نمی دونستیم که خرگوش نر بالغ اگه ماده نداشته باشه درد سر میشه .
ما نمی دونستیم که خرگوش نر همه چیز رو به هم می زنه و شب ها نمی ذاره خواب به چشم آدم بیاد.
ما نمی دونستیم که اصلاً خرگوش به عنوان یه جونده چقدر زیاد غذا می خوره . و نمی دونستیم که اگه بخواین کاری کنیم که کمتر غذا بخوره باید مدام قفس بهم ریخته اش رو تمیز کنیم .
نمی دونستیم که خرگوش موجودی اجتماعی هست و اگه بهش کم توجهی بشه ظرف دستشویی اش رو رو زمین پارکش خالی می کنه .
نمی دونستیم که نیاز به زمان زیادی برای مراقبت داره. نمی دونستیم که فقط ادرارش رو جای معینی انجام می ده و هرجا که دلش بخواد مدفوع می کنه.
من که با وجود کار زیادی که سرم ریخته بود سعی می کردم برای زمان بذارم . نوازشش کنم و بهش برسم و بهش محبت کنم . یادم میاد شب ها سر و صدا می کرد تا یکی بیاد نوازشش کنه . شب ها چرت زنان بالای سرش نوازشش می کردم . تا می دیدم آروم شده و بلند می شدم که برم بخوابم، یهو بند می شد و دوباره سر و صدا می کرد تا برگردم .
و بله خرگوش گوش های تیزی داره . حتی اگه خیلی آروم از کنارش رد بشی می فهمه . طوری شده بود که نصف شب ها جرأت نمی کردیم بریم دستشویی که مبادا ما رو ببینه و دوباره سر و صدا کنه.
اما من هنوز دوستش داشتم و هر قدر خانواده بهم می گفتن دل بکن و بذارش برای فروش گوش نمی دادم .

تا اینکه…

به روز اومدم براش از بالای قفس غذا بریزم که دیدم رو دوتا پاش وایساد . مثل همیشه نازش کردم ولی دیدم داره به طرز عجیبی سعی می کنه از دستم بالا بیاد . فکر کردم می خواد بغلش کنم . وقتی بغلش کردم و جایی مستقر شدم تا مثل همیشه نوازشش کنم دیدم مردونگیش بالا زده . امیدوارم متوجه حرفم شده باشید . فکر کردم حتماً دستشویی داره و گذاشتمش سر جاش تا کارش رو بکنه اما دوباره سعی کرد از دستم بیاد بالا. فرداش جلوی خانواده دستم رو بردم تو قفس تا ببینم دوباره این کار رو انجام می ده یا نه و اگه این کار رو کرد نظر خانواده رو در این مورد بپرسم‌. و بله خانواده همونیو گفتن که شما الان داری بهش فکر می کنی . با هیچ کس همچین کاری رو نمی کرد به جز من.

بعد از اون سعی کردم کمتر برم طرفش .

تو اینترنت سرچ کردم و چند ویدئو از خرگوش ها دیدم و دیدن بله مدلی که اون این کار رو انجام داده بود شبیه جفتگیری بود که خرگوش ها انجام می دن . بعد از اون ازش بدم اومد ، البته در اصل از کارش بدم اومد . پس گذاشتمش برای فروش . دیگه اصلاً طرفش نمی رفتم .
اما نه ، هر کسی که تماس می گرفت ماده می خواست . مثل اینکه اونا برعکس ما ، ماجرای خرگوش نر رو می دونستن . آخرشم مجبور شدم به ضرر به همونی که ازش خریدم بفروشم . تازه به عنوان اشانتیون غذاهاش رو هم به صاحب مغازه دادم.

این که از خرگوش .

قبل ترش تعدادی ماهی گرفته بودم . گوپی و مولی . قربونشون برم هر روز بچه می زاییدن و هر روز آکواریوم کثیف بود و هر روز باید یه تعداد ماهی مرده از آکواریوم سوا می کردم .
دلخراش ترین اتفاق، مردن یکی از ماده ها بود که باردار بود . باید شکمش رو پاره می کردم بلکه بچه ها تو شکمش زنده باشن . اما نه خیر مگه دلش رو داشتم دستم می لرزید. دستم؟! نه همه بدنم می لرزید . آخرش هم نتونستم انجامش بدم .

و اما قبل ترش

تعدادی ماهی حوضی، یا بهتر بگم، ماهی قرمز، یا تخصصی بگم گلدفیش ایرانی داشتم .
خدایا اونا بی نظیر بودن .
فقط روزی سه وعده غذا می خوردن. هفته ای یک بار هم آکواریوم رو باید تمیز می کردم . اگه تجهیزات بهتری داشتم تمیز کردن آکواریوم راحت تر هم بود .
اما مادرم موافق داشتن آکواریوم تو خونه نبود و می‌گفت خونه بو گرفته و …
هر چند من چهار سال از اونا نگه داری کردم . تا اینکه اونا بزرگتر شدن و نیاز بود تا بیشتر آکواریوم رو تمیز کنم .اینقدر بزرگ شدن که متاسفانه آکواریوم متوسط من جای مناسبی برای نگه داری شون نبود . تصمیم گرفتم آکواریوم بزرگتری تهیه کنم که فهمیدم قیمتش خیلی بالاس. نه توان پرداخت داشتم و نه می تونستم از اولین حیوانات خانگیم دل بکنم . به خصوص اینکه خیلی کم دردسر و دوست داشتنی بودن. بالاخره اینقدر مادرم گفت(( اگه جا نداری و پول نداری بفروش )) که فروختمشون . خوبی ماهی اینه که – بر عکس خرگوش- اگه بزرگ بشه قیمتش بالاتر می ره .
درسته که ضرر نکردم اما دوست نداشتم ازشون دل بکنم . بعد از این یکی دو سال هنوزم دلم براشون تنگ می شه . گاهی به عکساشون نگاه می کنم و از خودم می پرسم : یعنی الان کجان؟ زنده اند یا مرده؟
نمی گم اصلاخرگوش نر نگیر . اگه می تونی یه ماده هم بگیری ، نر بگیر که در سراسر کمتر باشه .
خلاصه که باید ببینی با توجه به شرایطی که داری چه جور حیوان خانگی به کارت میاد و اول باید کلی تحقیق کنی و بعد ببینی که اصلاً از پسش بر میای یا نه.