فکر کنم شما هم بارها با افرادی مواجه شده باشید که زیاد مطالعه می کنن . بعضی از اون افراد یه سری کتاب های خاص می خونن . اونا اعتقاد دارن اگه شما اون کتاب ها رو تاحالا  نخونده باشید نصف عمرتون بر فناست . اما واقعاً شما باید چه کتاب هایی بخونید ؟

تو این مقاله نمی خوام کتاب معرفی کنم . فقط می خوام بگم چه جور کتابایی مناسب شماست . پس ادمه مطلب رو بخونید.

من خودم آدمی هستم که عاشق مطالعه ام . از نوجوانیم به بعد حتی یک روز از زندگیم نبوده که مطالعه نکرده باشم . همیشه هم سعی کردم به دیگران کتاب معرفی کنم . کتابایی که از نظر من جذاب و مفید میاد.

اما بعضی از دوستان که مطالعه زیادی دارن فقط کتابایی که خودشون خوندن رو کتاب می دونن .

مثال اول:

الف : کتاب بینوایان ویکتور هوگو رو خوندی؟

ب : نه .

الف : نصف عمرت بر فناست .

ب: آخه باهاش ارتباط برقرار نکردم .

الف : چطور با یه شاهکار ارتباط برقرار نکردی؟

ب : ببینم تو کتاب رُی بلاس رو خوندی؟

الف : اسمشم به گوشم نخورده … حتماً یه نویسنده ی گمنام اونو نوشته… لابد خیلی ساده  ابتدایی هم باید باشه.

ب : چرا اینو می گی ؟

الف : اولاً چون اسمش به گوشم نخورده … دوماً چون تو داری معرفیش می کنی … تویی که با بینوایان ارتباط برقرار نمی کنی حتماً باید کتابای مزخرف بخونی .

ب: اما این اثر ویکتور هوگو هست … و به نظر من این شاهکاره نه بینوایان .

 

ملاحظه کردید . بعضی ها احساس می کنن یه کتابی که مردم می گن شاهکار هست حتماً باید شاهکار باشه . و با خوندنش خودشونو دست بالا می گیرن . حالا خوبه خودشون نوینده اش نیستن. و خدا نکنه که بگی با یه شاهکار ارتباط برقرار نکردی . اون موقع است که شروع می کنن به تحقیرت . و اگه تو کتابی بهشون معرفی کنی که تا حالا اسمشو نشنیده باشن ، حتی دنبالش هم نمی رن تا مطالعه اش کنن و ببینن کتاب خوبی هست یا نه .

مثال دوم :

الف : داری چی می خونی ؟

ب : دور دنیا در هشتاد روز .

الف : ببینم پیر مرد و دریا رو خوندی ؟

ب : یه نیگا بهش انداختم … توصیفاتش از ماهی ها دلخراش بود ادامه اش ندادم .

الف : تو دیگه کی هستی … اون از ارتباط برقرار نکردنت با بینوایان … اینم از این … نمی دونم چرا تو با شاهکار های ادبی ارتباط بر قرار نمی کنی … اسم خودتم گذاستی نویسنده؟

ب : بابا چه ربطی داره آخه .

الف : خیلی هم ربط داره … همه نویسنده ها با شاهکار ها ارتباط برقرار می کنن.

ب : هی نگو شاهکار شاهکار … یه اثر وقتی میشه شاهکار که خواننده رو جذب کنه … این خواننده های آثار هستن که از یه اثر شاهکار می سازن .

اینم از این . انگار الزام وجود داره . انگار یه شاهکار از وقتی که خلق شده شاهکار بوده .

نظر من چیه؟

من می گم کتابی مناسب شماست که باهاش ارتباط برقرار کنید .

می گم لزومی نداره شاهکار باشه .

می گم کتابی که بهتون معرفی شده رو بخونید . اما اگه ارتباط برقرار نکردید لزومی نداره ادامه بدید.

می گم یه اثر وقتی شاهکاره که مردم اونو شاهکار بدونن . و می دونیم که نظر افراد متفاوت هست .

و می گم هرکسی اجازه داره اثری که خودش می پسنده رو شاهکار بدونه.