از خانواده ام شنیده بودم که عمو کوچیکم یه مدت خیلی خوش تیپ بوده . اون موقع ها لباس هایی می پوشیده که همه نمی پوشیدن . مثلا ً گاهی لباس های مردونه صورتی و قرمز گل گلی می پوشیده . با وجود عجیب غریب بودن تیپش ، خوش تیپ به نظر می رسیده . البته نه برای همه . قطعاً کسانی هم بودن که مسخره اش می کردن . اما اون همیشه می گفت : « کاری نداشته باش مُد چیه … تو مُدش کن »

اون موقع ها اون چنین اعتقادی داشت .

والبته بعد ها دیدیم که چطور یه مدت لباس های گل گلی برای مرد ها مُد شد . بله ، اول مورد تمسخر واقع شد و بعد مُد شد . البته اون موقع ها دیگه عموم از مُد خودش پیروی نمی کرد و باز لباس های متفاوت تری می پوشید .

وقتی من این جمله رو از مادرم شنیدم – که از طرف اون نقل قول می کرد – خیلی ازش خوشم اومد . چرا من مُد نکنم . چرا همه نباید از من پیروی کنن.

با همین طرز تفکر زمانی که 17 سالم بود کلاه سرم می ذاشتم . اون موقع ها اصلاً هیچ دختری کلاه سرش نمی کرد. منظورم کلاه های زمستونه یا کلاه های نقاب دار که برای نخورده آفتاب به چشمشون سرشون می کنن نیست (هرچند مورد دوم رو هم اون موقه ها سرشون نمی ذاشتن)  منظورم کلاه های هنری و حتی کلاه هایی که پیر مرد ها سرشون میذارن بود . سر کار می رفتم تا بتونم هر ماه یه کلاه جدید بخرم.

پدرم ، دوستانم و حتی آدمای کوچه و خیابون مسخره ام می کردن . بعضیا پچ پچ کنان از کنارم رد می شدن و می خندیدن و بعضی های دیگه با خنده و بلند تیکه می انداختن. اما من در دلم به همه اونا می خندیم و می گفتم : « صبر کنید تا مُدش کنم … اون وقت می فهمید » هر چند تجربه اولم بود و خیلی بهش اعتماد نداشتم . اما الان دارم می بینم که دختر ها چه کلاه هایی سرشون می ذارن . کافیه یه سر به پیج های اینفلوئنسر ها بزنید تا ببینید .

اما الان دیگه من اون مدلی نمی گردم . مانتوهایی ، با رنگ ها و مدل هایی می پوشم که از نظر بعضی مردم قدری عجیب میاد . حتی یه بار یه خانم چادری از کنارم رد شد و گفت : « تو خودتی … یا شیطانی؟»

اصلاً هم برام مهم نیست کی چه فکری درباره ام می کنه ، این منم که مدش می کنم . و اون خانم احتمالاً در آینده تعداد زیادی از شیطان هایی مثل من ببینه . ( قبلاً در این مورد در اینستاگرامم گفتم )

اومدم به تو هم بگم ، هیچ چیز برات مهم نباشه . کاری رو بکن که دلت می خواد .

تو مُدش کن