من هم یکی از اونا بودم . یکی از همونایی که فکر می کردن هر چه که دین اسلام و قوانین Akdeniz Escort می Mersin Escort گن درسته. از همونایی که محمد رو بالا تر از خدا می دونست و حسین رو از اونم بالا تر.

اما نه . من کاملاً هم مثل اونا نبودم . من از اونایی نبودم که چشم بسته چیزی رو بپذیره . به هیچ عنوان نبودم . عادت داشتم و دارم که درباره باور ها و اعتقاداتم تحقیق کنم تا به واقعیت ماجرا پی ببرم.

همچنان هم دنبال حقیقتم.

قصه از کجا شروع شد؟

از اونجایی شروع شد که من در رشته حقوق تحصیل کردم . وای که چقدر رویای وکیل شدن رو می دیدم . درسته که هدف اولم نبود ، اما کم بهش علاقه نداشتم. تو دانشگاه یکی از بهترین ها بودم . فعالیت ها فرهنگی ، مطالعه و تحقیق ، علاوه بر ان سر کار هم می رفتم . اینقدر برنامه ریزیم بی نظیر بود که وقت می کردم واسه صداپشگی رادیو به  صدا و سیما هم برم.

اما از یه جایی به بعد هر چه بیشتر در این رشته پیش می رفتم ، بیشتر احساس می کردم که قانون ایران چقدر غیر منصفانه است . مخصوصاً برای خانم ها . در بخش هایی از قانون حرفای قشگنی زده می شد ، به خصوص قانون اساسی و قانون کار ؛ اما بعضی از این قوانین فقط دکوری بودن. عملاً اجرا نمی شدن .

در مدنی 6 هم به طور کامل فهمیدم که به زن ها چه ظلمی میشه در این قانون . پس دنبال اطلاعات بیشتر رفتم .

کتاب خوندم .

کتاب خوندم .

بازم کتاب خوندم .

اما دیگه یه ترم مونده بود که کارشناسی حقوق رو بگیرم . ترجیح دادم ، حالا که تا اینجا زحمت کشیدم بازم این یه ترم رو بخونم که حداقل مدرکم رو بگیرم . اما شروع کردم به نوشتن این ناحقی هایی که قانون کرده . اگه مخاطب دائمی من باشید می دونید که همه جا گفتم که من همیشه وبلاگ داشتم . و این بار وبلاگ من جایی شده بود برای فریاد زدن هام . برای مطرح کردن ظلم های قانون .

اما به همینجا ختم نشد.

ترم اخ حسابی حزب اللهی شدم . حجاب و عبادت و … .

گفتم بالا تر از الله نیست . گفتم فقط اونه که عادله . اما ، اما ، اما . اونم نا امیدم کرد .

اول همین مطلب که گفتم ، عادت ندارم چیزی رو چشم بسته بپذیرم . شروع کردم به خوندن قرآن . چون کتاب های فقها رو هم قبلاً خونده بودم و نا امیدم کرده بود . اما توقع نداشتم قرآن هم همین کار رو بکنه .

وقتی دیدم که جایی در قرآن گفته که موسی به محضکشن کسی گفته خدایا منو ببخش و فرداش هم باز داشته کس دیگه ای رو می کشته از خودم پرسیدم : « یعنی چی؟ … هر کسی هر کسی رو که خواست بکشه و بعد بگه ببخشید؟»

اصلاً برام منطقی نبود . تا اینکه در آیه 34 سوره نساء دیدم نوشته که اگر زنان شما از شما اطلاعت نکردن آن ها را به زدن تنبه کنید .

دیگه برام قابل قبول نبود . شروع کردم به تحقیق درباره ادیان . در کتب تاریخی و اطلاعاتی که از گذشته به جا مونده بود . کتب تاریخی معتبر رو می گم ، نه از اون تاریخ هایی که به نفع رژیم و به نفع دین حرف می زنن . نه از اونایی که تو مدرسه می خوندین.

هر چه بیشتر تحقیق می کردم بیشتر به دروغ بودن تمام ادیان پی می بردم . بیشتر می فهمیدم که ادیان صرفاً برای منافع کسی است که اونو معرفی کرده . خلافت و پادشاهی جفتش یکیه . همونطور که درتاریخ برای پادشاهی می جنگییدن و آدم می کشتن ، مسلمانان هم برای خلافت آدم می کشتن . و در نهایت این علی و محمد و… بودن که به جایی می رسیدن و این وسط یه عده آدم برای قدرت طلبی این ها می مردن.

هرچند دلایل زیادی برای گفتن درباره اسلام و قرآن دارم ، اما مطلب طولانی خواهان نداره .

من فمنیست شدم ؛ چون خواهان برابری هستم . چون معتقدم چه زن و چه مرد هر دو انسان اند و هیچکدوم بر دیگری برتری ندارن.

هیچکدوم نباید به دیگری ظلم کنن و خودشونو برتر از دیگران بدونن.

من خیلی وقته که یک فمنیست هستم .