به طور کاملاً مستقیم با این مسئله دست به گریبان هستم .
قدیم ندیما نمی دونستم که نباید بیش از اندازه لطف کرد. همیشه دوست داشتم به همه محبت و خوبی کنم. حتی اگه جوابش رو با بدی بدن.
اما چند سال پیش فهمیدم که بر اساس دسته بندی ها ، فردی با خصوصیت من خودش رو‌ ناجی می دونه. کسی که باید همیشه و تحت هر شرایطی به دیگران کمک کنه. حتی اگه زندگی خودش رو ازدست بده .
متوجه شدم که این کار اشتباه ترین کار ممکنه. چون این کار باعث میشه هراز گاهی خودشو قربانی بدونه .

دقیقاً داشت همین اتفاق هم واسم میوفتاد ‌.

کمک می کردم ، وقت می ذاشتم و از اینکه به دیگران کمک می کنم خوشحال و راضی بودم . بعد بر می گشتم به زندگی خودم نگاه می کردم و می دیدم که خودمو دارم وقف مردم می کنم . می دیدم کنترل زندگیم دست خودم نیست . حتی افرادی که برام ارزش قائل نبودن و بهم بی احترامی می کردن هم همیشه می تونستن رو‌کمکم حساب کنن. پیش خودم خیال می کردم دارم خوبی می کنم . نگو مردم منو احمق فرض می کردن.
همین باعث شد تغییر کنم . همین باعث شد که دیگه نه ناجی باشم و نه قربانی .
الان تا جایی که از دستم بر میاد کمک می کنم اما زندگی خودم در اولویت قرار داره.
ولی هنوز هم دارم از اون اشتباهات گذشته ضربه می خورم . روابطی هست که نمیشه به این آسونیا قطعش کرد. باید این ارتباطات رو داشتم اما بس که در گذشته کمک کردم الان تبدیل به وظیفه شده و اگه الان بخوام اون کمک ها رو قطع کنم جنگ دعوا و قیافه گرفتن ها و بهم ریختن آرامشی در کاره که نگو .
در صدد این هستم که کنترل کامل زندگیمو به دست بگیرم . در صدد این هستم که این روابط رو محدود کنم اما به این آسونیا امکان پذیر نیست. به این زودیا هم اتفاق نمیوفته .
حالا چرا اینا رو به شما گفتم‌.
برای اینکه حواست باشه بیش از اندازه به کسی لطف نکنی .
برای اینکه اگه بیش از اندازه به کسی لطف کنی وظیفه آن میشه و حسابی ازت کار می خوان که حسابی خسته میشی و به زندگی خودت نمی رسی.

دکتر هلاکویی مثال قشنگی زد:

اگه تو همیشه از بچه همسایه ات نگه داری می کردی و حالا چون کار داری نمی تونی نگه داری کنی … همسایه ات ازت دلخور می شه . اما همین همسایه از همسایه اون وریه یه بار بخواد انجام بده اون قبول کنه ممنونش هست . اگرم قبول نکنه دلخور نمیشه. چون وظیفه اون نیست و وظیفه شماست.

در پایان درباره عکسی که برای این مطلب انتخاب کردم می خواستم چیزی بگم.

جایی خوندم که نوشته بود . لطف که از حد بگذرد دانا هم خیال بد می کند چه برسه به نادان.