در واقع نویسندگی کار آسونیه . یعنی هر کسی که می نویسه رو می گن نویسنده. یعنی به معنای واقعی هر ….کسی که می نویسه.

کسی که کتاب های حقوقی می نویسه میشه نویسنده اون کتاب ها . کسی که انگیزشی می نویسه هم نویسنده است . اونی که درباره کسب و کار و موفقیت و خودشناسی هم می نویسه ، نویسنده است .

اما اصولاً کسی که همچین عنوانی رو در اینرنت سرچ می کنه و به مطب من می رسه ، کسیه که دنبال نویسندگی داستانی هست .

البته نه اینکه بگم من فقط نویسندگی داستانی یاد می دما ، نه . حتی منظورم این نیست که همه دنبال داستان نویسی اند . نه خیر . حتی در اینستاگرامم هم افرادی هستند که ازم درباره نویسندگی غیر داستانی سوال می کنن . اما تعدادشون کمه . دقیقاً منظورم همینه . کمتر کسی وقتی دنبال آموزش نویسندگی می گرده ، منظورش نویسندگی غیر داستانی هست .

خلاصه که این مقدمه چینی رو داشتم که بگم این مطلب واسه اونایی هست که دنبال یادگرفتن نویسندگی داستانی هستن . داستان نویساش بخونن.

  1. هیچ قانونی وجود نداره.

زبان محاوره

درسته یه سری اصول هست که بهتره نویسنده ها ازش پیروی کنن . اما کی گفته که نمیشه گاهی قوانین رو زیر پا گذاشت ؟ اصلاً همین کار باعث میشه سبک نویسنده ها با هم فرق داشته باشه . مثلاً وقتی می گن در داستان نویسی متن داستان باید ادبی باشه ، دیالوگ ها باید محاوه ای باشه ؛ من کسی هستم که سبک خودمو دارم . یعنی داستان های کوتاه طنزم نتنها دیالوگ ها بلکه متن هم محاوره ای هست . چرا ؟ چون احساس می کنم که کسی که دنبال داستان کوتاهه می خواد زودتر بفهمه چی میشه و وقت زیادی سرش نذاره . روان و ساده باید بخونتش و مفهوم تو داستان کوتاه باید سریع منتقل بشه .

یا مثلاً شما کدوم وبلاگ یا وب سایتی رو دید که مقاله هاش رو به زبان محاوره بنویسه ؟! اما من اینکار رو می کنم . چرا ؟ چون دوست دارم شمای مخاطب راحت تر متوجه منظورم بشید.

  1. دنبال شاهکار نگرد .شاهکار نویسی

بله قربونت برم . رو متنت تمرکز کن . شما باید تمام تمرکزتون رو روی داستانتون بذارید . به این فکر نکنید که باید شاهکار بنویسید . می دونید آخه بعضیامون رویا بافی می کنیم . فکر می کنیم قراره اسممون رو به عنوان نویسنده ای که اولین کتابش شاهکار از آب در اومد در گینس ثبت کنن. اما کدوم نویسنده ای اولین نوشته اش خوب بوده که ما دومیش باشیم . حتی دست نویس اولیه هر کتاب از هر نویسنده ای افتضاحه و به بازنویسی احتیاج داره.

  1. می خوای بدونی از کجا شروع کنی؟

شروع نوشتن

این چه سوالیه که پرسیدم ؟ کیه که نخواد بدونه . شروع نوشتن از هر جا که دلت می خواد هست ؛ به شرط اینکه قلمتو بذاری رو کاغذ و حرکتش بدی .

چند روز پیش در اینستاگرامم گفتم که من وقتی دیگه واقعاً تو پیدا کردن ایده کم آرودم چی کار کردم .

چند روز پیش قلم و کاغذ رو گذاشتم جلوم ولی هیچ ایده ای نداشتم . حتی نمی دونستم از کجا باید شروع کنم . پس رو کاغذ سفید مقابلم نوشتم : « باید بنویسی. درباره چی بنویسم ؟ درباره هر چی . از کجا شروع کنم؟ از چی می شد اگه»

بعد شروع کردم به نوشتن چی می شد اگه . می پرسید چی می شد اگه چی هست ؟!

اگه مخاطب اینستاگرام من باشید که می دونید چیه و از این بخش رد می شید و اگه نیستید و تمی دونید می گم براتون .

  1. چی می شد اگه چیه؟

داستان گاهی می تونه از چی می شد اگه شروع بشه . یعنی زمانی که شما هیچ ایده ای ندارید می تونید از این جمله شروع کنید . مثلاً:

چی می شد اگه فردی عاشق صاحب خانه اش شود

چی می شد اگه دزدی از یک فردد فقیر دزدی کند و دار و ندارش را بدزدد

حالا بذارید با چند تا مثال از داستان هایی که می شناسید بگم:

چی می شد اگه بچه ای که یک زندگی کسالت آور و عادی داشت بفهمد جادوگری است که می تواند یم دسته یا گروهی را نجات دهد ( هری پاتر)

چی می شد اگه فردی شرط می بست که دور دنیا را در هشتاد روز سفر می کند ( دور دنیا در هشتاد روز )

  1. بعد از چی می شد اگه

اگه می تونی طرح داستانت رو بدی یا یه خلاصه داستان بنویسی حتماً این کار رو بکن و بعد از روی ایده های چی می شد اگه عمل کن. شخصیت بساز و رو شخصیتت ( ظاهری و باطنی) کار کن. بعد اگه خواستی چاپش کن یا به صورت PDF بذارش برای دانلود .

خب بهت تبریک می گم تو اولین داستانت رو نوشتی یا حداقل طرحش رو زدی نویسنده جان.